Volume 22, Issue 2 (Special Issue, Reading, 3 2016)  

View This Issue in Alternative Language Export Journal XML Articles RSS

Special Issue, Reading, 3

Abstract (1972 Views)   |   چکیده  |   Full-Text (PDF) (461 Downloads)     |   Highlights

1.    سواد لازم را ندارند؛ سواد اولین شرط مطالعه است همچنانکه سواد اطلاعاتی در استفاده از منابع الکترونیکی شرط اول است. همانطور که برای ریشه‎کن کردن بی‎سوادی نهضت تشکیل می‎شود آموزش سواد اطلاعاتی هم باید نهضت به وجود آید. آن وقت نوبت محتواست تا با ادامۀ کار برگشتی حاصل نشود.
2.    مردم وقت ندارند یا اشتغالات آنقدر زیاد است که نیازی به مطالعه در آن نمی‎بینند و یا مشغولیات غیرکتابی مانند برنامه‎های صدا و سیما و سینما و ورزش و مانند آن به‎قدری زیاد است که مجالی برای مطالعه نمی‎گذارد.
3.    مردم پول ندارند که کتاب بخرند و با توجه به مخارج سنگین مطالعه جائی در سبد زندگی آنان ندارد.
4.    گاهی ممکن است به‎دلیل اینکه کتاب مناسب وجود ندارد، مطالعه کم باشد و این ناشی از عدم معرفی کتاب‎های خوب توسط صاحب‎نظران و به‎ویژه کتابخانه است. گاهی اوقات تعصب‎های قومی و محلی هم مردم را از خواندن منابعی که مطابق ذوق و سلیقۀ جمعی نیست منع می‎کند. حجم عظیم کتاب‎های کتابخانه‎ها که هیچ‎وقت هیچکس به آنها مراجعه نمی‎کند، یا به‎دلیل نامناسب بودن است و یا عدم معرفی درست و نبود استادان مجرب در کنار کتابداران با انگیزه.
5.    گاهی امکانات دسترسی وجود ندارد؛ یعنی به‎خاطر بُعد راه و یا نبود امکانات انتقال اطلاعات به‎صورت سنتی و یا الکترونیکی دسترسی وجود ندارد. این البته ممکن است رکود نباشد ولی عملاً رکود اتفاق افتاده است، به‎ویژه زمانی که کتاب‎های خوب هست ولی راهنماهای خوب برای معرفی آنان وجود ندارد. کتابدار یک مشاور است دلال نیست و اگر نتواند وظیفۀ خود را خوب انجام دهد گویی که دسترسی را منع کرده است، مانند زمانی که به جای قفسه‎ باز قفسه‎ بسته باشد و یا کتابدار با مراجعه‎کننده مانند مالک برخورد کند. با توجه به آنچه گفته شد، کتابدار هم در تورم و هم در رکود خواندن نقش دارد.
6.     پژوهش بی‎رونق است و به‌جای آن تجارت مدارک آموزشی و پژوهشی در بازار نقش‎آفرین است. در این شرایط وقتی با پول همه چیز خریده می‎شود دیگر چه نیازی به مطالعه و تحقیق است. در  این شرایط مراکز علمی و پژوهشی به بنگاه‎های تجاری بدل می‎شوند که باید همّ خود را مصروف فوت و فن‎های تجاری، بازرگانی و بازاریابی کنند.
7.    آماده‎خواری بر هر چیز دیگر مقدم است، به‎ویژه در صنعت و فن‎آوری؛ مانند زمان ما که عده‎ای از مسئولان به روش کلید در دست محصولات خارجی را می‎خرند و خودشان را به دردسر نمی‎اندازند و بدیهی است نیازی برای مطالعه وجود نداشته باشد.
8.    تنبلی حاکم است و به‎عنوان فرهنگ درآمده است. این نکته بسیار حائز اهمیت است. بعضی ملت‎ها به‎لحاظ فرهنگی با دیگران فرق می‎کنند. وقتی یک خصلتی به‎صورت فرهنگ درآمد، حذف آن بسیار مشکل است. البته در این زمینه دولت‎ها بسیار نقش دارند. فراهم‎آوردن زمینۀ کار و کسب و تشویق خلاقیت و ابتکار کم‌کم فرهنگ را عوض می‎کند.
9.    مطالعه معنای خودش را از دست داده و جنبۀ تفنن پیدا کرده است و جزو متن زندگی یعنی کار و شغل نیست و در حاشیه است. مطالعه یعنی بحث و گفت‎وگو با صاحب‎نظران در همه وقت و در همه جا و همۀ موارد و به‎ویژه در محیط کار. اگر برنامه‎ریزی‎ها به گونه‎ای باشد که هر فرد در هر جایی که هست برای پیشرفت خود نیاز به مطالعه داشته باشد، بدیهی است مطالعه رونق خواهد گرفت؛ خواه مطالعۀ بصری و یا سمعی و در خدمت استادان قرار گرفتن و از تجارب آنها بهره بردن.
10.    10- دولت‎ها در تمشیت امور و هماهنگ کردن اندام‎های مختلف جامعه برای جلوگیری از اِتلاف وقت مردم ناکارآمد هستند. چگونه است که در کشور ما هیچکس وظایف خاص خود را انجام نمی‎دهد و یا اگر انجام می‎دهد از عوارض انجام آن بر سایر حوزه‎ها غفلت می‎کند. موضوع میان‎رشته‎ای اگر مطرح است در اینجاست که هر فرد باید ضمن انجام کار از تبعات و عوارض حاصله بر سایر بخش‎ها باخبر باشد. چرا در این کشور برای انجام هر کاری باید شورای‎عالی، ستاد و یا کمیته  تشکیل داد. ستاد و کمیته برای زمان‎های بحرانی است.




Export as: HTML | XML | RSS

© 2019 All Rights Reserved | Research on Information Science and Public Libraries

Designed & Developed by : Yektaweb