۱۶ نتیجه برای کتابخانههای عمومی
سهیلا خوئینی، علیرضا نوروزی، فاطمه فهیمنیا،
دوره ۲۳، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر درصدد شناسایی مؤلفههای پیادهسازی کتابدرمانی در کتابخانههای عمومی از دیدگاه متخصصان رشته علم اطلاعات و دانششناسی و رشته روانشناسی و ارائه الگوی پیشنهادی است.
روش: در پژوهش حاضر از روش پیمایشی استفاده شده است. در ابتدا به منظور شناسایی مؤلفههای پیادهسازی کتابدرمانی در کتابخانههای عمومی کشور از مطالعه اکتشافی و مرور متون بهره گرفته شد و سپس با توجه به آن، پرسشنامه محققساخته (مبتنی بر وب) طراحی شد و این پرسشنامه در بین جامعه آماری پژوهش که متشکل از ۶۱ نفر از متخصصان رشته علم اطلاعات و دانششناسی و رشته روانشناسی بودند، توزیع شد و برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار اس.پی.اس.اس. استفاده گردید.
یافتهها: نتایج حاکی از آن است که مخاطبان این طرح بر خلاف انتظار «افراد عادی و طبیعی» هستند و «نهادکتابخانههای عمومی کشور» مهمترین سازمان دخیل در این حوزه است. مهمترین امکان مورد نیاز «نیروی انسانی آموزش دیده و متخصص» بود و مهمترین روش پیادهسازی، «کتابدرمانی خلاق» دانسته شد و مهمترین وظیفه نهاد کتابخانههای عمومی «تهیه کتابهای توصیهشده برای کتابخانههای عمومی» تلقی گردید. مهمترین وظیفه سایر سازمانهای دخیل «تدوین و ارائه فهرست کتابهای پیشنهادی به نهادکتابخانههای عمومی کشور» و مهمترین وظیفه مشترک تمام سازمانهای دخیل «ارزیابی و برطرف کردن موانع و کاستیها در طول اجرای کتابدرمانی» عنوان شد. موارد مذکور مهمترین مؤلفههای پیادهسازی کتابدرمانی در کتابخانههای عمومی کشور شناسایی بودند که در انتها الگوی پیشنهادی بر اساس آنها ارائه شده است.
اصالت/ارزش: ارزش مقاله حاضر در ارائه مؤلفههای اصلی پیادهسازی و اجرای کتابدرمانی در کتابخانههای عمومی کشور است. تمرکز بر مؤلفههای فوق، بر اساس پیشنهاد این پژوهش، میتواند موفقیت این برنامهها را تسهیل کند.
حسین منصوری، محمود دانیالی دهحوض،
دوره ۲۵، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۸ )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ بین اعتماد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی با تأکید بر نقش تعدیلکنندگی بهرهوری نیروی انسانی در کتابخانههای عمومی استان هرمزگان انجام گرفته است.
روش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری دادهها توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل کارکنان کتابخانههای عمومی استان هرمزگان بودهاند که پس از تعیین حجم نمونه به تعداد ۹۷ نفر بهکمک جدول کرجسی و مورگان، نمونۀ انتخابی به روش نمونهگیری تصادفی-خوشهای انتخاب شد. جمعآوری دادهها بر اساس سه پرسشنامۀ استاندارد اعتماد سازمانی راولیز (۲۰۰۸)، رفتار شهروندی سازمانی دیکینسون (۲۰۰۹) و بهرهوری نیروی انسانی هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰) صورت گرفت و پایایی آنها ازطریق ضریب آلفای کرونباخ بهترتیب با مقادیر ۵/۸۳%، ۲/۷۸% و ۵/۷۹%، روایی محتوایی آنها با استفاده از نظر متخصصان و کارشناسان خبره، و روایی سازه نیز بهکمک تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش حاکیاز آن است که اعتماد سازمانی باعث بروز رفتار شهروندی سازمانی در ابعاد وظیفهشناسی، جوانمردی، فضیـلـت مدنی، نوعدوستی و نیز احتـرام و تکریم در میان کارکنان کتابخانههای عمومی استان هرمزگان میشود. همچنین، با در نظر گرفتن بهرهوری نیروی انسانی بهعنوان متغیر تعدیلکننده، شدت رابطۀ بین اعتماد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی در میان کارکنان کتابخانههای عمومی استان هرمزگان افزایش مییابد، بهطوریکه در این اثرگذاری ابعاد بازخورد عملکرد و توان نیروی انسانی وزن بیشتری داشتهاند.
اصالت/ارزش: در این پژوهش، برای اولین بار نقش تعدیلکنندگی بهرهوری نیروی انسانی در رابطۀ بین اعتماد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این تحقیق میتواند برای مدیران و سیاستگذاران کتابخانههای استان هرمزگان در بهبود رفتارهای داوطلبانه و رفتارهای شهروندی سازمانی مفید و ارزشمند باشد.
عسگر اکبری،
دوره ۲۷، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائۀ الگوی امکان کسب درآمد در کتابخانههای عمومی با رویکرد اقتصاد خلاق انجام شده است.
روش: پژوهش از نظرِ هدف بنیادی و از نظرِ ماهیت کیفی بود که با روش نظریه زمینهای انجام شد. تعداد مشارکتکنندگان ۱۹ نفر از خبرگان حوزههای کتابداری، کارآفرینی و اقتصادی بودند که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته و با روش نظاممند پرسشهای باز انجام شد. برای اعتبارسنجی پژوهش، از روش کشف اطلاعات موازی، ارزیابی شرکتکنندگان و خودبازبینی پژوهشگر استفاده شد.
یافتهها: تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که مبنای نظری الگوی درآمدی در کتابخانهها شش مؤلفۀ اصلی شامل: ۱. سازوکارهای مدیریتی با زیرمؤلفههای نقش حمایتی مدیران ارشد در ایجاد تحول، فراهمآوری امکانات و تجهیزات، نقشآفرینی کتابداران و توجه مدیریت به منابع انسانی خلاق؛ ۲. سازوکارهای امورمالی و اداری شامل توسعه و پایدارسازی منابع و بهینهسازی مصارف، مدیریت منابع، حمایتهای اداری از سرمایهگذاری و افزایش بنیۀ مالی کتابخانهها)؛ ۳. سازوکارهای قانونی و حقوقی با زیرمؤلفههای اصلاح قانون تأسیس ادارۀ کتابخانهها، ایجاد فرایند اخذ قانونی مجوز درآمدزایی، شفافسازی قوانین و آییننامهها؛ ۴. سازوکارهای آموزشی شامل آموزش ضمنخدمت همگانی، آموزش و آشنایی با روشهای تعاملی، آموزش و آفرینش، تغییر شیوههای آموزشی، آشنایی با شیوههای آموزش جدید و تغییر نگرش شیوههای آموزش مدیران؛ ۵. سازوکارهای درآمدزایی با زیرمؤلفههای ایجاد تعامل منطقی با مشتریان، طراحی رسانش خدمات و برنامهها، تنظیم برنامۀ زمانبندیشدۀ استقلال مالی، ایجاد شبکۀ گستردۀ پخش محصولات)؛ ۶. سازوکارهای ساختاری شامل حمایت قوی و مستمر از برنامههای مدیریتی، ارتقای کیفیت خدمات و محصولات فرهنگی، ارتقای پایگاه اجتماعی، ارتقای مدیریت تخصصی، تنظیم سند راهبردی اقتصاد خلاق.
اصالت/ارزش: در حالی که رکود اقتصادی و مشکل کمبود منابع مالی کتابخانهها را وادار به انتخاب راه درآمد اضافی برای بقای خود کرده است، تاکنون پژوهشی دربارۀ این موضوع در ایران انجام نشده است. اقتصاد خلاق و کارآفرینی این فرصت را به کتابخانهها میدهد تا از طریق هنر، فرهنگ و علم درآمدزایی کنند. کسب درآمد خلاقانه گامی بلند برای استقلال بودجه و کاهش فشار بار مالی در کتابخانهها و در نتیجه کاهش دغدغههای تأمین نیازهای معیشتی کارکنان، تأمین اعتبار مجموعهسازی و منابع روزآمد و همچنین نگهداری و تعمیر ساختمانها خواهد شد.
منصوره فیض آبادی، اسماعیل وزیری،
دوره ۲۸، شماره ۲ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف کشف وضعیت کتابخانههای عمومی تحت پوشش نهاد کتابخانههای عمومی کشور از نظرِ ارائه خدمات به معلولان (جسمی-حرکتی، نابینایان و کمبینایان، ناشنوایان و کمشنوایان) انجام گرفت.
روش: پژوهش حاضر از نظرِ هدف کاربردی و از نظرِ روش اجرا پیمایشی است که بهصورت مقطعی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کتابخانههای عمومی تحت پوشش نهاد کتابخانههای عمومی تشکیل میدهند که بهصورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای محققساخته بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها و ارائه آمار توصیفی، از نرمافزار SPSS ۲۳ استفاده شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که از نظرِ ارائه خدمت به گروههای مختلف معلولان، ۵۰ درصد کتابخانهها به معلولان جسمی-حرکتی ارائه خدمات میکنند اما تنها ۱۱ درصد کتابخانهها به ناشنوایان و کمشنوایان و ۱۲ درصد به نابینایان و کمبینایان خدمات ارائه میدهند. وضعیت کتابخانههای موردبررسی در هفت مقوله سیاستگذاری و بودجه، دسترسپذیری ساختمان و فضای فیزیکی، تبلیغات و توسعه خدمات ، خدمات و برنامههای جانبی، مجموعه منابع، نیروی انسانی، و تجهیزات و فناوریهای کمکی از نظرِ میانگین پایینتر از حد متوسط بود. در این میان، مقوله دسترسپذیری ساختمان و فضای فیزیکی کتابخانهها، با میانگین ۴۹/۲ بالاترین و مقوله آموزش کارکنان با میانگین ۴۹/۱ در میان کتابخانههای عمومی کشور پایینترین میانگین را داشتند.
اصالت/ارزش: توجه کتابخانهها به نیازها و انتظارات معلولان در زمینه خدمات و امکانات امری ضروری است. تاکنون، بررسی وضعیت کتابخانههای عمومی در زمینه ارائه خدمات به معلولان با این حجم از گستردگی انجام نگرفته است. یافتههای این پژوهش میتواند راهگشای مسئولان، مدیران و کتابداران کتابخانههای عمومی بهمنظور ارائه خدمات بهتر به این گروه از جامعه باشد.
بتول کیخا، امیر غائبی،
دوره ۲۸، شماره ۳ - ( ۸-۱۴۰۱ )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی جایگاه سواد اطلاعاتی در اسناد بالادستی و برنامههای آموزشی نهاد کتابخانههای عمومی کشور در کتابخانههای عمومی انجام شده است.
روش: این پژوهش از نظرِ هدف پژوهشی توسعهای و در زمره مطالعات کیفی است. جامعه پژوهش سیاستگذاران و مسئولان نهاد کتابخانههای عمومی کشور بودند. دادهها با استفاده از مصاحبه حضوری عمیق نیمهساختاریافته گردآوری شده است. روایی پرسشهای مصاحبه با روش روایی محتوایی توسط متخصصان سواد اطلاعاتی و ضریب پایاییِ کدگذاری با فرمول هولستی محاسبه شده است. کدگذاری و تحلیل دادهها با تلفیق روش تحلیل مضمون و الگوی کلایزی و استفاده از نسخه ۱۲ نرمافزار مکسکیودیای انجام شده است.
یافتهها: از کل مصاحبهها ۳۱۳ کد استخراج شد و در پنج مقوله اهمیت سواد اطلاعاتی، اسناد بالادستی نهاد، برنامههای آموزش سواد اطلاعاتی برای مخاطبان، خلأهای سواد اطلاعاتی و عوامل بروز خلأها و راهکارهای ارتقای جایگاه مؤلفههای سواد اطلاعاتی دستهبندی شدند. نبود برنامههای منسجم و یکپارچه آموزش مهارتهای سواد اطلاعاتی در اسناد بالادستی نهاد، اشارههای گذرا و محدود به مهارتهای سواد اطلاعاتی، تأخر بازنگریهای اسناد بالادستی و ابلاغیهها، عدم حضور کتابداران و متخصصان سواد اطلاعاتی کشور در تدوین اسناد، نبود نگاه بالادستی به مفاهیم مهارتمحور سواد اطلاعاتی در اسناد از مهمترین نارساییهای جایگاه مهارتهای سواد اطلاعاتی در برنامههای نهاد کتابخانههای عمومی کشور به شمار میروند.
اصالت/ارزش: نتایج پژوهش حاضر ضمن ترسیم وضعیت فعلی میتواند با افزودن مباحث جدید در بازنگریهای اسناد بالادستی و آییننامههای مربوطه منجر به نیل به وضعیت مطلوب و تعمیق جایگاه سواد اطلاعاتی در نهاد کتابخانههای عمومی کشور شود و از این طریق در آموزش و ارتقای مهارتهای سواد اطلاعاتی جامعه مخاطب کتابخانههای عمومی کشور گامهای مؤثری برداشت.
سارا بهرامینیا، ثریا ضیایی، محمود مرادی،
دوره ۲۹، شماره ۱ - ( ۲-۱۴۰۲ )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش شناسایی نقش کتابخانههای عمومی در توسعۀ اقتصادی جامعه از دیدگاه متخصصان، کتابداران و مدیران کتابخانههای عمومی کشور است.
روش: پژوهش حاضر از نوع اکتشافی-کاربردی است و با رویکرد کیفی و با روش نظریۀ داده بنیاد انجام شده است. در این پژوهش، ۲۶ نفر از اعضای هیئتعلمی دانشگاهها، کتابداران، مدیران کتابخانههای عمومی مراکز استان کشور بهصورت هدفمند مورد مصاحبۀ نیمهساختاریافته قرار گرفتند. برای تحلیل دادههای مصاحبه از روش استروس کوربین که شامل سه مرحلۀ کد گذاری باز، محوری و انتخابی است استفاده شد.
یافتهها: بر اساس دادههای حاصل از این پژوهش، ۶ مقولۀ اصلی و ۳۶ مقولۀ فرعی با توجه به ماهیت و پتانسیلهای موجود در کتابخانههای عمومی کشور بهعنوان راهبردهایی که منجر به توسعۀ اقتصادی در جامعه خواهد شد مفهومسازی شدند. این راهبردها بهعنوان مؤلفههای توسعۀ اقتصادی شاملِ ایجاد شغل، کیفیت زندگی، توسعۀ نیروی انسانی، قدرت خرید، توسعۀ پایدار و توسعۀ گردشگری بودند.
اصالت/ارزش: از طریق مؤلفههای شناسایی شده در این پژوهش میتوان شاهد «جامعۀ دانشمحور»، «رشد مشاغل موجود»، «شکوفایی کارآفرینان جدید»، «کمک به غنا و نشاط جامعه»، «توسعۀ اقتصاد دانشمحور»، «توسعۀ اقتصاد محلی»، «آموزش مادامالعمر»، «صرفهجویی اقتصادی» و «توسعۀ ساختوساز کتابخانههای عمومی» که نشاندهندۀ توسعهیافتگی جامعه است بود.
پروین نجفپور مقدم، علی بیرانوند، سمیه زارعی،
دوره ۲۹، شماره ۱ - ( ۲-۱۴۰۲ )
چکیده
هدف: این پژوهش به کشف نقش سواد اطلاعاتی و فناوریهای اطلاعاتی در تسهیم دانش در میان کارکنان کتابخانههای عمومی پرداخته است.
روش: روش پژوهش توصیفی پیمایشی است. نمونه آماری پژوهش ۱۰۸ نفر از کتابداران کتابخانههای عمومی استان چهارمحال و بختیاری در سال ۱۴۰۰ است. برای گردآوری دادهها از پرسشنامۀ حسینی و قاسمی (۲۰۱۹) استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از بررسی فرضیههای پژوهش نشان داد که شاخصهای تشخیص نیاز اطلاعاتی، پیدا کردن و ارزیابی کیفیت اطلاعات، ذخیره و بازیابی اطلاعات، استفادۀ مؤثر و اخلاقی از اطلاعات، ایجاد و ارتباط دانش، بر تسهیم دانش تأثیری مثبت و معنادار دارند. با توجه به مقدار بار عاملی استاندارد سواد اطلاعاتی بر تسهیم دانش که ۰,۸۷۰ و مقدار آمارۀ t که ۴۶,۱۴۴ و بزرگتر از ۱.۹۶ است، میتوان نتیجه گرفت که شاخص سواد اطلاعاتی بهواسطۀ فناوریهای اطلاعاتی بر فرایند تسهیم دانش کارکنان کتابخانههای عمومی تأثیری مثبت و معنادار دارد.
اصالت/ارزش: این پژوهش از این نظر دارای نوآوری است که اولین بار به بررسی تأثیر سواد اطلاعاتی و فناوری اطلاعات بر تسهیم دانش در کتابخانههای عمومی استان چهارمحال و بختیاری پرداخته است. با توجه به یافتههای پژوهش، سواد اطلاعاتی بهصورت مستقیم یا بهواسطۀ فناوریهای اطلاعاتی ارتباطاتی بر تسهیم دانش تأثیر دارد. میزان تأثیرگذاری همۀ ابعاد سواد اطلاعاتی بر تسهیم دانش، تحتنفوذ فناوریهای اطلاعاتی افزایشی چشمگیر داشته است.
لیلا علیزاد، اکبر مجیدی، افشین حمدی پور،
دوره ۲۹، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده
هدف: صفحات اینستاگرام کتابخانههای عمومی بستری مناسب برای برقراری و حفظ ارتباط با کاربران و ارائۀ خدمات و اطلاعات مورد نیاز آنها بهخصوص در دوران همهگیری بیماریهایی از قبیل کووید ۱۹ بودند. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تمایل به ادامۀ استفادۀ کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانههای عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همهگیری بیماری کووید ۱۹ بود.
روش: پژوهش حاضر ازلحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ شیوۀ گردآوری دادهها، توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی است. زمان انجام پژوهش سالهای ۱۳۹۹-۱۴۰۰ بود. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محققساخته بود که روایی صوری آن توسط متخصصان این حوزه تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به میزان ۷۲ درصد محاسبه شد. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ دنبالکنندگان صفحات اینستاگرام کتابخانههای عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همهگیری کووید ۱۹ بود که از میان آنها ۲۰ صفحۀ فعال انتخاب شدند و پرسشنامۀ پژوهش ازطریق خصوصی توسط مدیران صفحات در اختیار آنها قرار گرفت و در نهایت ۲۱۲ پرسشنامه برگشت داده شد. در بخش آمار توصیفی، برای تعیین فراوانی، درصد فراوانی، انحرافمعیار و میانگین از نرمافزار SPSS، و برای بررسی روابط میان متغیرها و آزمون فرضیههای پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری به روشِ حداقل مربعات جزئی در نرمافزار SmartPLS استفاده شد.
یافتهها: یافتههای تحلیل ضرایب مسیر نشان داد سودمندی درکشده، پاسخگو بودن، فواید اجتماعی و رضایت با تمایل به استفادۀ مداوم از صفحات اینستاگرام کتابخانههای عمومی استان آذربایجان غربی، رابطهای مثبت و معنادار دارد. رضایت با ضریب مسیر ۴۴۶/۰ قویترین عامل در پیشبینی تداوم استفاده از صفحات اینستاگرام کتابخانههای عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همهگیری کووید ۱۹ بود. بعد از رضایت، بهترتیب پاسخگو بودن، سودمندی و فواید اجتماعی، بیشترین تأثیر را بر تمایل به استفادۀ مداوم از این صفحات داشتند. جالبتوجه اینکه متغیرهای سهولت استفاده، انتظارات، لذت درکشده، نوع پست بارگذاریشده، زمان بارگذاری پست، محتوا، نفوذ اجتماعی و همبستگی با تمایل به استفادۀ مداوم از صفحات اینستاگرام کتابخانههای عمومی رابطهای معنادار نشان ندادند. نتایج مربوط به ضرایب مسیر نشان داد که تأثیر عوامل نوع پست بارگذاریشده، زمان بارگذاری پست، سهولت استفاده و محتوا بر سودمندی درکشدۀ کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانههای عمومی استان آذربایجان غربی مثبت و معنادار است و نوع پست بارگذاریشده با ضریب مسیر ۲۹۰/۰، قویترین عامل پیشبینی سودمندی درکشده است. همچنین، تحلیل ضرایب مسیر نشان داد که ضرایب تأثیر لذت درکشده و سودمندی درکشده بر رضایت کاربران رضایت کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانههای عمومی استان آذربایجان غربی معنادار نیست، اما ضرایب تأثیر سهولت استفاده و انتظارات بر رضایت کاربران مثبت و معنادار است. در کل، مقدار معیار نیکویی برازش، ۶۴۱/۰ به دست آمد که نشانگر مناسب بودن برازش کلی مدل است.
اصالت/ارزش: با توجه به اینکه داشتن تمایل و قصد ادامۀ استفاده از رسانههای اجتماعی یک عمل بعد از پذیرش است و تاکنون مطالعات اندکی به شناسایی عوامل مؤثر بر تمایل به ادامۀ استفاده از رسانههای اجتماعی بهویژه صفحات اینستاگرام در کتابخانههای عمومی پرداختهاند، نتایج این مطالعه میتواند دلالتهای علمی و عملی ارزشمندی برای مدیران و سیاستگذاران این حوزه داشته باشد.
مریم قنبری خشنود، مریم کشوری، زینب صفوی،
دوره ۲۹، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت مشارکت کتابداران کتابخانههای عمومی شهر تهران در شبکههای اجتماعی مجازی برای ارائه خدمات در همهگیری کووید-۱۹ انجام شده است.
روش: نوع این پژوهش کاربردی و روش آن پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه در زمان پژوهش (تیر و مرداد ماه سال ۱۴۰۲) شامل همۀ کتابداران کتابخانههای عمومی شهر تهران (۱۵۲ نفر) بود. حجم نمونۀ پژوهش طبق جدول مورگان، ۱۰۹ نفر به دست آمد، و در تحلیل نهایی ۱۰۵ پرسشنامه استفاده شد. برای سنجش میزان روایی ابزار گردآوری دادهها، نظرات سه نفر از صاحبنظران حوزۀ علم اطلاعات و دانششناسی اخذ و در تدوین نسخۀ نهایی پرسشنامه لحاظ شد. با توجه به اینکه پرسشنامۀ پژوهش محققساخته است، بهمنظور اطمینان از پایایی ابزار پژوهش، مطالعهای مقدماتی با مشارکت ۳۰ نفر از جامعه پژوهش اجرا و مقادیر آلفای کرونباخ برای هر سه متغیر اصلی پژوهش، یعنی شناخت، پذیرش و استفاده، محاسبه شد که بهترتیب مقادیر ۸۷۸/۰، ۹۳۵/۰ و ۸۲۴/۰ و برای کل پرسشنامه مقدار ۹۶۵/۰ به دست آمد. تجزیهوتحلیل دادهها با بهرهگیری از نسخۀ ۲۶ نرمافزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. برای بررسی میزان تفاوت میانگین بین متغیرهای اصلی پژوهش، ازآزمون پارامتریک تحلیل واریانس یک-راهه استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد کتابداران بیشترین شناخت را نسبت به پیامرسان «بله» و کمترین شناخت را نسبت به «سروشپلاس» داشتند. میزان شناخت کتابداران نسبت به ابزارهای شبکههای اجتماعی و میزان تأثیر سازمان در شناخت ابزارها پایینتر از حد متوسط (کم) بوده است. میزان ضرورت و پذیرش ابزارهای شبکههای اجتماعی در حد «زیاد» بوده است . میزان استفادۀ کتابداران از ابزارهای شبکههای اجتماعی برای پیشبرد اهداف کتابخانهای در سطح متوسط ارزیابی شد. بین میانگین نظرات کتابداران در مورد شناخت و پذیرش و همچنین بین پذیرش و استفاده از این شبکهها تفاوت معنادار وجود داشت، درحالیکه بین میانگین نظرات مشارکتکنندگان در مورد دو متغیر شناخت و استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی تفاوتی معنادار مشاهده نشد. به عبارت دیگر، شناخت کتابداران از شبکههای اجتماعی و همچنین پذیرش و استفاده از این شبکهها توسط آنها به یک میزان نبوده است.
اصالت/ارزش: اگرچه براساس نتایج این پژوهش میزان تأثیر سازمان در شناخت نسبت به ابزارهای شبکههای اجتماعی مجازی پایینتر از متوسط گزارش شده و ازسوی دیگر میزان تأثیر سازمان در شناخت ابزارهای تولید محتوا در شبکههای مجازی به میزان اندک گزارش شده است، اما نمیتوان نقش سازمان را در شناخت جامعۀ پژوهش نسبت به شبکههای اجتماعی بیتأثیر دانست. ازاینرو، نتایج پژوهش حاضر با تعیین نگرش جامعه پژوهش نسبت به شبکههای اجتماعی، میزان پذیرش و استفاده از این شبکهها توسط آنها و شناسایی نقاط ضعف و قوت کتابخانههای عمومی در استفاده از شبکههای اجتماعی، میتواند برای مدیران و برنامهریزان نهاد کتابخانههای عمومی در فراهمسازی بستر مناسب، ارتقای خدمات اطلاعاتی و رفع موانع استفاده از شبکههای مذکور مفید واقع شود.
مرضیه یگانهفر، رحمان ابراهیمی، آتوسا آبیاری،
دوره ۲۹، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده
هدف: همهگیری کووید-۱۹ بهعنوان یک پدیدۀ پیشبینینشده، تغییرات متعددی را در خدمات و نحوۀ خدمترسانی سازمانهای خدمترسان به وجود آورد. در نتیجه، کتابخانههای عمومی و خدمات آنها نیز بهعنوان مراکز اجتماعی و خدماتی با چالشهای متعددی روبهرو شدند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی تجارب کتابداران کتابخانۀ مرکزی پارک شهر تهران در ایام کرونا است. ازاینرو، ضمن بررسی تغییر روند فعالیتها و خدمات بخشهای مختلف کتابخانه با شیوع کرونا، رویکردهای جدید مورد استفاده و شناسایی و ضرورت بهکارگیری و تداوم آنها در دورۀ پساکرونا، از دیدگاه کتابداران کتابخانۀ مرکزی پارک شهر تهران بررسی شد.
روش: این پژوهش از نوع کاربردی است و با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا انجام شده است. ابزار گردآوری دادههای پژوهش، مصاحبهای نیمهساختاریافته بود که بهصورت حضوری انجام شد. جامعۀ این پژوهش شامل ۱۳ نفر از کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران است که در بخشهای مختلف کتابخانه در ایام کرونا و پساکرونا مشغول به کار بودهاند. مصاحبهها در زمستان ۱۴۰۱ انجام شد و تحلیل دادهها نیز در بهار ۱۴۰۲ صورت گرفت. برای تجزیهوتحلیل و کدگذاری دادههای پژوهش، از نرمافزار مکسکیودا (۲۰۲۰) استفاده شد.
یافتهها: پساز کدگذاری مصاحبهها، ۴۳۶ مفهوم حاصل شد که با مقولهبندی آنها، درمجموع ۱۰۳ مقوله به وجود آمد. در نهایت با بررسی دوباره، مقولههای محوری شناسایی شد و در قالب مدلهای حاصل از تحلیل نشان داده شد. ایجاد زیرساختهای فناورانه، لزوم ارتقای توانمندیهای تخصصی و فناورانۀ کتابداران، لزوم خودکارسازی فرایندهای کتابخانه و تداوم فعالیتهای کتابخانه در فضای مجازی، ۴ مقولهای بود که از تحلیل دادههای پژوهش به دست آمد. این چهار مقوله، تدابیر و زیرساختهای لازم برای آمادگی هرچه بیشتر برای شرایط بحرانی و بهمنظور ارتقای عملکرد کتابخانه در این شرایط است. اگرچه مهیا نبودن شرایط برای ارائۀ خدمات با شیوع کرونا باعث تعطیلی کامل کتابخانۀ مرکزی پارک شهر تهران شد، اما لزوم ارائۀ خدمات در شرایط خاص به همراه کسب توانمندیهای لازم برای حضور در فضای مجازی، سبب شد از شیوههای نوینی در ارائۀ خدمات استفاده شود. اجرای برنامههای فرهنگی بهصورت مجازی، ارائۀ خدمات مرجع مجازی، خدمات پیک کتاب (یعنی تحویل و دریافت کتاب از درب منازل اعضا) ازجمله خدماتی بود که تا پیش از شیوع کرونا بهطور ویژه به آنها پرداخته نشده بود. یافتهها همچنین حاکی از لزوم پرداختن به تدابیر و زیرساختهایی برای آمادگی هرچه بیشتر با شرایط بحرانی بهمنظور ارتقای عملکرد کتابخانه است. اثربخشی این تدابیر و شیوهها در دورۀ پساکرونا از دیدگاه کتابداران و تأکیدشان بر لزوم تقویت این شیوهها نشان میدهد که درحالحاضر تداوم آنها وضعیتی قابلقبول برای ارائۀ خدمات و برنامههای فرهنگی و آموزشی کتابخانه فراهم آورده است.
اصالت/ارزش: نقطۀ قوت این پژوهش، بررسی تغییرات ایجادشده در شیوۀ ارائۀ نشان داد تهدید کرونا باعث ایجاد فرصت تغییر و بهبود برخی فعالیتهای کتابخانه از دیدگاه کتابداران شده است؛ زیرا با توجه به موقعیت خاص این کتابخانه و رویکردهای نوین آن، میتواند الگویی برای سایر کتابخانههای عمومی کشور باشد.
سعید اسدی،
دوره ۲۹، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده
کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی از نهادهای خدماتی محسوب می شوند که بسته به وظایف محوله و جامعۀ خدمتگیرنده، طیف وسیعی از خدمات اطلاعاتی، آموزشی، فرهنگی و سرگرمی را به اقشار مختلف اجتماع ارائه میدهند. در این میان، کتابخانههای عمومی بهدلیل قرارگیری در بافت جامعه و ارتباط با همۀ اقشار جامعه، نقش برجستهتری ازنظر خدمترسانی به شهروندان ایفا میکنند و به همین دلیل، از آنها با عنوان مکان سوم یا محل دیدار و اجرای برنامههای مرتبط با گروههای محلی نیز یاد میشود. به عبارت دیگر، اگرچه که در سالهای گذشته و با توسعۀ فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتی، خدمات غیرحضوری متنوعی ازسوی کتابخانهها در بستر فضای دیجیتال ایجاد شده است، اما هنوز هم انواع کتابخانهها بهویژه کتابخانههای عمومی بهعنوان مکانهایی برای اجتماع مردم بهمنظور کتابخوانی و استفاده از خدمات و برنامههای فرهنگی و آموزشی محسوب می شوند.
در اواخر سال ۲۰۱۹، اخبار مرتبط با شیوع بیماری ناشی از ویروس کووید-۱۹ در رسانهها منتشر شد و با ورود به سال ۲۰۲۰، کرونا به یک پاندمی یا بیماری جهانی تبدیل شد. اخبار و اطلاعات منتشرشده نشان داد که کشورهای مختلف بهمنظور جلوگیری از انتقال ویروس مذکور بهسرعت به تعطیلی یا محدودسازی فعالیت مراکز اجتماعی و ازجمله کتابخانههای عمومی اقدام کردند. در ماههای بعد و با طولانی شدن دورۀ شیوع کرونا، پروتکلهای بهداشتی و زیرساختهای فنی و انسانی برای ازسرگیری فعالیت این مراکز ایجاد شد و طی دو سالی که این بیماری در سطح جهانی پراکنده بود، فعالیت محیطهای آموزشی، تفریحی و فرهنگی بهشکل مجازی و حضوری با محدودیت ادامه یافت. آمارهای مربوط به فعالیتهای کتابخانههای عمومی در ایالات متحده نشان میدهد که در سال ۲۰۲۰ مجموع ساعت کاری کتابخانهها در هفته نسبت به سال قبل کاهش یافته و مراجعۀ حضوری به این مراکز به نصف کاهش یافته است. همچنین، درحالیکه درمجموع از میزان امانت منابع کتابخانهای نسبت به قبل از کرونا در حدود ۲۵ درصد کاسته شد، اما اقبال بیشتری به خواندن کتابهای الکترونیکی به وجود آمد، بهگونهای که در سال ۲۰۲۰ درمجموع حدود ۲۳ درصد افزایش در این زمینه اتفاق افتاد و درمجموع نزدیک به ۴۲۸ میلیون منبع الکترونیکی در کتابخانههای عمومی این کشور به امانت داده شد (کورسیک، ۲۰۲۳). رویهمرفته، این آمار و موارد مشابه حاکی از کاهش شدید مراجعۀ حضوری، کم شدن تعداد برنامهها و مخاطبان و حتی کاسته شدن از میزان مجموعهسازی در کتابخانههای عمومی بوده است، درحالیکه برنامهها و خدمات مجازی و نیز مجموعهسازی منابع الکترونیکی در این کتابخانهها روندی افزایشی داشته است.
فعالیت کتابخانههای عمومی در ایران نیز در سالهای اخیر تحتتأثیر اوج گیری، ماندگاری و توقف رشد کووید-۱۹ بوده است. شیوع بیماری کرونا در نیمۀ دوم سال ۱۳۹۸ بهویژه در هفتههای آخر این سال، وضعیت ارائۀ خدمات در مراکز آموزشی، فرهنگی و خدماتی ایران را بهشدت تحتتأثیر قرار داد و بهمرور برنامههایی برای کاهش ساعت کار، توقف خدمات حضوری و ارائۀ راهکارهای جایگزین طراحی و اجرا شد. هدف این اقدامات، ادامۀ فعالیت این مؤسسهها، بدون ملزم شدن مخاطبان به مراجعۀ حضوری بود. در ابتدا در مواردی که مصادف با موج همهگیری ویروس در کشور بود، با توجه به تصمیمات ستاد ملی مبارزه با کرونا، فعالیت برخی از مراکز ارائهدهندۀ خدمات عمومی برای مدتی متوقف شد اما پساز مدتی کوتاه، بسیاری از آنها با رعایت پروتکلهای بهداشتی و نیز با بهرهگیری از زیرساختهای فناورانه، اقدام به شروع مجدد خدمات خود بهصورت حضوری یا غیرحضوری کردند. این وضعیت کموبیش تا پایان سال ۱۴۰۰ ادامه داشت و درمجموع، مراکز فرهنگی، هنری، مذهبی، خدماتی و اجتماعی کشور در یک دورۀ دوساله، تحتتأثیر بیماری کرونا، شیوههای نوینی از کسبوکار و خدمترسانی به مخاطبان را تجربه کردند.
کتابخانههای عمومی در شهرها و روستاهای ایران هم در طی حدود دو سال شیوع کرونا، از جنبههای مختلف تحتالشعاع این همهگیری قرار گرفتند. تا مدتزمان قابلتوجه، درب کتابخانهها به روی مراجعان بسته بود و امکان مراجعه و امکان استفاده از خدمات حضوری آنها فراهم نبود. بعدها، امکان مراجعه برای دریافت و بازپس دادن منابع فراهم شد و پساز مدتی در بیشتر کتابخانهها، امکان حضور مراجعان با رعایت پروتکلهای بهداشتی فراهم شد و برنامهها و خدمات حضوری کتابخانهها، هرچند بهصورت محدودتر، از سر گرفته شد. بااینحال، مشخصۀ اصلی این دو سال، روی آوردن کتابخانهها و کتابداران به خدمات غیرحضوری بهویژه در بستر فضای مجازی بود. سازمانهای مختلف ازجمله نهاد کتابخانههای عمومی کشور اقدامات متنوعی در همین زمینه انجام دادند و ضمن فراهمسازی امکان دورکاری برای کارکنان، به اشاعۀ فرهنگ کتابخوانی بهویژه در بستر شبکههای اجتماعی اقدام کردند.
سولماز دروگر کلخوران، نجلا حریری، فهیمه بابالحوائجی، افسانه مظفری،
دوره ۳۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل حاکمیت فناوری اطلاعات (کوبیت) در معماری سازمانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور است.
روششناسی: در پژوهش کاربردی حاضر جهت تجمیع منابع اطلاعاتی از روش هفت مرحلهای فراترکیب سندلوسکی و باروسو و در بخش کیفی به قصد اجماع نظر خبرگان از روش دلفی طی دو مرحله استفاده شده است. جامعه پژوهش در بخش فراترکیب مشتمل بر ۱۵۴ منبع داخلی و خارجی در بازه زمانی ۱۳۹۱ - ۱۴۰۱ و ۲۰۱۳ - ۲۰۲۳ است که ۵۱ منبع ﺑﺮای ﺗﺠﺰیﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ اﻃﻼﻋﺎت اﻧﺘﺨﺎب و کدگذاری شد. جامعه پژوهش در بخش دلفی شامل ۷۵ نفر از خبرگان بودند که از میان آنها ۲۰ نفر نظر خود را ارسال نمودند. تجزیه و تحلیل یافتهها در هر دو بخش با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: پس از شناسایی سازوکارهای حاکمیت فناوری اطلاعات با هدف تحت پوشش درآوردن چهار رویکرد در غالب سه راهبرد حاکمیت فناوری اطلاعات در مجموع، ۹۰ کد در ۴ مفهوم و ۳ مقوله شامل ساز و کارهای ساختاری حاکمیت فناوری اطلاعات، ساز و کارهای فرایندی حاکمیت فناوری اطلاعات و ساز و کارهای رابطهای حاکمیت فناوری اطلاعات دستهبندی شدند.
ارزش/اصالت: در این مقاله، به ارائه نهایی شاخصهای حاکمیت فناوری اطلاعات (کوبیت) پرداخته شد که هدف آن ایجاد نظم سیستماتیک و یکپارچهسازی معماری اطلاعات سازمانی است. این شاخصها به عنوان ابزارهای کلیدی، میتوانند به بهبود فرآیندها و ارتقاء کارایی در مدیریت فناوری اطلاعات کمک کنند و زمینهساز بهینهسازی منابع و خدمات در سازمانها شوند.
عباس دولانی، مرجان خالقی طرقی،
دوره ۳۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: هدف از این پژوهش کشف وضعیت استفاده کتابداران و کاربران کتابخانههای عمومی از شبکههای اجتماعی مجازی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نوع و روششناسی، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش کتابداران و کاربران استفادهکننده از شبکههای اجتماعی اینستاگرام و بله در نهاد کتابخانههای عمومی هستند. تعداد ۲۰۴ نمونه از جامعه کتابداران و ۸۱ نمونه نیز از جامعه کاربران به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش پرسشنامه بود.
یافتهها: بین قالب اطلاعات (نحوه نمایش اطلاعات) ارایهشده و میزان تعامل کاربران و کتابداران (پسند کردن، نظر دادن و...) با صفحات مجازی شبکههای اجتماعی نهاد کتابخانههای عمومی کشور رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از نظر میزان تعامل کتابداران و کاربران با صفحات شبکههای اجتماعی مشخص شد که کتابداران با توجه به وجود رابطه استخدامی و لزوم تولید محتوا در صفحات مذکور به عنوان بخشی از وظایف محوله، ارتباط و تعامل بیشتری نسبت به کاربران دارند. همچنین از نظر کتابداران، استفاده از اطلاعات مرتبط موجود در صفحات شبکههای اجتماعی در عملکرد سازمانی آنها مؤثر است. با توجه به اینکه پلتفرمهای خارجی مانند اینستاگرام در کشور گاه با محدودیتهای قانونی مواجه میشوند، پیشنهاد میشود پلتفرمهای داخلی با ارتقای خدمات خود از نظر فنی، باعث افزایش گرایش کاربران به استفاده از آنها شوند.
اصالت/ارزش: مهمترین نتیجه پژوهش این است که کتابخانههای عمومی اقدام به فعالیت در شبکههای اجتماعی کردهاند و این اقدام فعلاً در سطح وظیفه سازمانی مانده است و این کتابخانهها هنوز نتوانستهاند به جذب کاربران و تعامل مناسب با آنها در این شبکههای اجتماعی بپردازند. لازم است کتابخانههای عمومی برای حذب و تعامل بیشتر با کاربران در این شبکهها اقدام و برنامهریزی کنند.
نازیلا محرابی، عاطفه شریف،
دوره ۳۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: مستندسازی تجارب تلاشی برای تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح است. با توجه به اینکه مستندسازی در کتابخانههای عمومی استان قم چندان مورد توجه قرار نگرفته است، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و رتبهبندی موانع مستندسازی تجربهها در این کتابخانهها انجام شد.
روش: این پژوهش از نظر نوع، کاربردی است که با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شد و از نظر روش، توصیفی- ترکیبی است و به طور همزمان از پیمایش دلفی و پیمایش مرسوم استفاده شد. در مرحله دلفی، موانع مستندسازی شناسایی و رتبهبندی موانع در بخش پیمایش انجام شد. پژوهش شامل دو جامعه آماری بود: نخست خبرگان موضوعی و دوم مسئولان و کارکنان کتابخانههای عمومی استان قم. از جامعه آماری اول نمونهای هدفمند و از جامعه دوم، ۶۶ نفر به طور تصادفی انتخاب شدند. پس از مطالعه متون، سیاهه اولیه موانع مستندسازی شناساییشده در اختیار اعضای پنل قرار گرفت و از خروجی مرحله پنل دلفی برای ساخت پرسشنامه استفاده شد. سنجش دقت و اعتبار دادههای کیفی بر اساس معیارهای اعتبار، اطمینان، قابلیت تأیید و انتقالپذیری و روایی پرسشنامه به صورت روایی محتوایی بررسی شد. پرسشنامه به تایید سه نفر از استادان متخصص علم اطلاعات و دانششناسی رسید. از آلفای کرونباخ نیز برای تایید پایایی پرسشنامه استفاده و میزان آن ۹۴۹/۰ گزارش شد.
یافتهها: موانع در هفت مقوله موانع فردی، موانع آموزشی، موانع فرهنگ سازمانی، موانع ساختار سازمانی، موانع فناورانه، موانع اقتصادی و موانع اجتماعی دستهبندی شد. از میان شاخصهای موانع فردی، شاخص نبود احساس مسئولیت نسبت به مستندسازی در کارکنان و مدیران و همچنین نبود انگیزه کافی، اعتماد به حافظه خود و احساس عدم نیاز سازمان به این تجارب؛ از میان شاخصهای موانع آموزشی، بیتوجهی به فواید و مزایای مستندسازی توسط مسئولان آموزشی و همین طور برگزاری نشدن همایشها و نشستهای مربوط به مستندسازی؛ از میان شاخصهای موانع فرهنگ سازمانی، نبود پشتیبانی لازم از سوی مسئولان؛ از میان شاخصهای موانع ساختار سازمانی، حمایت ناکافی مدیران عالی از برنامههای مستندسازی و وجود بروکراسی شدید اداری و همچنین نبود ستاد و تشکیلاتی برای ثبت و حفظ تجارب؛ از میان موانع فناورانه، نبود سامانه مدیریت دانش جهت ثبت و مدیریت تجربیات و نبود یا نامناسب بودن پشتیبانی فنی؛ از میان موانع اقتصادی، عدم تخصیص بودجه مناسب برای امر مستندسازی و دغدغه معیشت و نبود انگیزه برای مستندسازی و در نهایت، از میان موانع اجتماعی، نبود تعامل مطلوب میان کارکنان بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادند.
اصالت / ارزش: نتایج این پژوهش، شناختی از موانع مستندسازی تجربهها درکتابخانههای عمومی استان قم فراهم میآورد و بهکارگیری آنها توسط نهادهای تصمیمگیر میتواند در زمینه توسعه سازمانی و کسب مزیت رقابتی مؤثر باشد.
شیوا یاری، آقای محمدامین بهرامی،
دوره ۳۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: کتابخانههای عمومی روستایی، اگرچه عمدتاً مؤسسات کوچکی هستند، طیف وسیعی از خدمات و برنامهها را در حوزههای بسیار متفاوت زندگی -شامل پرورش شخصی، توسعه مهارتهای فردی و مدنی تمامی شهروندان و پر کردن اوقات فراغت آنان- ارائه میدهند. کتابخانههای عمومی روستایی از عوامل توسعه در جوامع روستایی محسوب میشوند و همچنین مکانی ایدهآل برای حمایت از توسعه جامعه هستند و به رشد فکری و اجتماعی در سطح فردی و اجتماعی کمک میکنند. در این راستا، پژوهش حاضر نقش کتابخانههای عمومی روستایی را در توانمندسازی و توسعه جوامع روستایی استان کرمانشاه شناسایی کرده است.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شد و روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی مرسوم بوده است. دادهها با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری شد. مشارکتکنندگان شامل مسئولان کتابخانههای عمومی روستایی زیر پوشش اداره کل کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه در پاییز سال ۱۴۰۲ بود. نمونهگیری به روش هدفمند یا قضاوتی انجام شد و تا اشباع اطلاعات ادامه یافت. در مجموع ۱۴ مصاحبه انجام شد و مدت آن بین ۴۰ تا ۷۵ دقیقه متغیر بود. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از روش تحلیل محتوای کیفی و برای اعتبارسنجی پژوهش از معیارهای اعتبارپذیری و قابلیت اطمینان استفاده شد.
یافتهها: تجزیه و تحلیل دادههای مصاحبه منجر به شکلگیری دو مقوله، شامل اقدامات کتابخانههای عمومی روستایی در توانمندسازی روستاییان و توسعه روستا، و چالشها و پیشنهادهای کتابخانههای عمومی روستایی در توانمندسازی روستاییان و توسعه روستا طبقهبندی شد. در مقوله اقدامات، ۴ مفهوم شامل توسعه فرهنگی، توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی، و توسعه پایدار و حفظ محیط زیست شناسایی شد که جنبههای مختلف نقشآفرینی کتابخانههای عمومی روستایی استان کرمانشاه را در توانمندسازی روستاییان و توسعه روستاهای خود نشان میدهد. در مقوله چالشها و پیشنهادها نیز ۸ مفهوم شامل نیروی انسانی، منابع اطلاعاتی، تسهیلات و امکانات، سطح کیفی برنامهها و خدمات، سنجش اثرگذاری برنامهها و خدمات، عوامل مربوط به روستاییان، سطح همکاری و مشارکت، و چگونگی اطلاعرسانی و تبلیغات شناسایی شد. در مجموع، کتابخانههای عمومی روستایی استان کرمانشاه جوامع محلی خود را از طریق ارائه خدمات، فعالیتها و برنامههای خود، توانمند و به توسعه روستاها کمک کردند. کتابخانههای یادشده با اجرای برنامهها و خدمات متنوع خود که اکثراً در طول هفته تداوم داشته است، توانستهاند در بالا بردن آگاهی و بینش فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی روستا؛ نشان دادن نقش پررنگ و تأثیرگذار کتاب در مقایسه با اینترنت؛ و تثبیت نقش کتابخانه به عنوان پایگاه اجتماعی-فرهنگی روستا گام مؤثری بردارند.
اصالت/ارزش: تاکنون در ایران پژوهشی به شناخت نقش کتابخانههای عمومی روستایی در توسعه جوامع خود نپرداخته است. یافتههای این پژوهش میتواند به عنوان نقشه راه کتابخانههای عمومی روستایی در توسعه همهجانبه خدمات و برنامههای خود و اثرگذاری بیشتر آنها در توسعه روستاهایشان مورد استفاده قرار گیرد.
منصور کوهی رستمی، علی عربی، لفته منصوری، سارا نیل درار،
دوره ۳۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبهبندی نیازهای آموزشی جامعه عرب استان خوزستان در حوزه کتابخانههای عمومی است.
روش: رویکرد پژوهش حاضر روش آمیخته است. ترتیب انجام مبتنی بر توالی کیفی-کمی با تأکید بر اهمیت یافتههای کیفی است. دادههای کیفی جمعآوریشده با استفاده از روش گروه متمرکز (مصاحبه عمیق و گروه کانونی) با فن تحلیل مضمون برای دستیابی به سنخشناسی و اولویتبندی نیازهای جامعه هدف در ارتباط با کتابخانههای عمومی تحلیل شد. جهت تعیین جامعه پژوهش در مرحله کیفی ۵ شهرستان استان به صورت هدفمند انتخاب شد. در بخش کمی با توجه به نتایج حاصل از مصاحبهها، پرسشنامهای برای پیمایش اجتماعی در سطح شهرستانهای استان خوزستان طراحی شد. برای تعیین نمونه از نمونهگیری طبقهای تصادفی در بخش کمی و روش سهمیهای در بخش کیفی استفاده شد. نمونه ۵۱۷ نفر از جامعه عربزبان خوزستان بود.
یافتهها: نیازهای آموزشی جامعه عرب خوزستان به ترتیب اولویت عبارتند از: نیازهای هویتی، نیازهای هنری، نیازهای کارآفرینی، زبانی و مذهبی، نیازهای علمی و مهارتهای اجتماعی. برنامههای آموزشی مناسب برای این جامعه این امکان را در اختیار مدیران و تصمیمگیران کتابخانههای عمومی قرار میدهد تا بتوانند برنامههایی دقیق در اجرای برنامههای آموزشی در کتابخانههای عمومی تهیه کنند.
نتیجهگیری: این پژوهش در زمینه خدمات چندفرهنگی و کتابخانههای عمومی و ارائه خدمات و استفاده گروههای قومی و اقلیتها از کتابخانههای عمومی ارزشمند است. درصورت کاربست نتایج توسط مدیران و برنامهریزان نهاد کتابخانههای عمومی کشور به عنوان نقشه راه میتوان امیدوار بود زمینههای ارائه خدمات مطابق نیاز جامعه استان خوزستان فراهم آید.