سخن سردبیر: تورم و رکود در کتابخوانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه تهران

چکیده
- سواد لازم را ندارند؛ سواد اولین شرط مطالعه است همچنانکه سواد اطلاعاتی در استفاده از منابع الکترونیکی شرط اول است. همانطور که برای ریشه‎کن کردن بی‎سوادی نهضت تشکیل می‎شود آموزش سواد اطلاعاتی هم باید نهضت به وجود آید. آن وقت نوبت محتواست تا با ادامۀ کار برگشتی حاصل نشود.
-  مردم وقت ندارند یا اشتغالات آنقدر زیاد است که نیازی به مطالعه در آن نمی‎بینند و یا مشغولیات غیرکتابی مانند برنامه‎های صدا و سیما و سینما و ورزش و مانند آن به‎قدری زیاد است که مجالی برای مطالعه نمی‎گذارد.
- مردم پول ندارند که کتاب بخرند و با توجه به مخارج سنگین مطالعه جائی در سبد زندگی آنان ندارد.
- گاهی ممکن است به‎دلیل اینکه کتاب مناسب وجود ندارد، مطالعه کم باشد و این ناشی از عدم معرفی کتاب‎های خوب توسط صاحب‎نظران و به‎ویژه کتابخانه است. گاهی اوقات تعصب‎های قومی و محلی هم مردم را از خواندن منابعی که مطابق ذوق و سلیقۀ جمعی نیست منع می‎کند. حجم عظیم کتاب‎های کتابخانه‎ها که هیچ‎وقت هیچکس به آنها مراجعه نمی‎کند، یا به‎دلیل نامناسب بودن است و یا عدم معرفی درست و نبود استادان مجرب در کنار کتابداران با انگیزه.
- گاهی امکانات دسترسی وجود ندارد؛ یعنی به‎خاطر بُعد راه و یا نبود امکانات انتقال اطلاعات به‎صورت سنتی و یا الکترونیکی دسترسی وجود ندارد. این البته ممکن است رکود نباشد ولی عملاً رکود اتفاق افتاده است، به‎ویژه زمانی که کتاب‎های خوب هست ولی راهنماهای خوب برای معرفی آنان وجود ندارد. کتابدار یک مشاور است دلال نیست و اگر نتواند وظیفۀ خود را خوب انجام دهد گویی که دسترسی را منع کرده است، مانند زمانی که به جای قفسه‎ باز قفسه‎ بسته باشد و یا کتابدار با مراجعه‎کننده مانند مالک برخورد کند. با توجه به آنچه گفته شد، کتابدار هم در تورم و هم در رکود خواندن نقش دارد.
- پژوهش بی‎رونق است و به‌جای آن تجارت مدارک آموزشی و پژوهشی در بازار نقش‎آفرین است. در این شرایط وقتی با پول همه چیز خریده می‎شود دیگر چه نیازی به مطالعه و تحقیق است. در  این شرایط مراکز علمی و پژوهشی به بنگاه‎های تجاری بدل می‎شوند که باید همّ خود را مصروف فوت و فن‎های تجاری، بازرگانی و بازاریابی کنند.

کلیدواژه‌ها