سخن سردبیر: شورای نقد متون و کتب علوم انسانی و نقد نام کنگره متخصصان علوم اطلاعات

دوره 24، شماره 3
پاییز 1397
صفحه 361-357

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده
آموزش دارای سه رکن عمده است: استاد (معلم)، کتاب و دانشجو. در این سه مورد زیاد سخن گفته شده؛ ولی هر چه گفته و نوشته شود باز به قول معروف «از هر زبان که می‎شنوی نامکرّر است».
استاد است که دانشجو را پرورش می‎دهد؛ هم درس می‌­دهد و هم تربیت می­‌کند و راه برخورد با مسائل را نشان می‌دهد. در واقع علم، پیشرفت را عهده‌دار است و تربیت، برون‌رفت را و این هر دو وظیفه مهم کار استاد و معلم است.
دنیای امروز به دنبال پیشرفت است، ولی این پیشرفت سریع و به اعتباری جنون­‌آسا مشکلاتی را به‎وجود می‌­آورد که باید از آن بیرون رفت و تربیت و تجربیات تربیتی است که راه خروج  از گرفتاری‎ها را نشان می­‌دهد که از آن به شدت غفلت می‎شود. غول فناوری همه چیز را عوض کرده و دنیای دیجیتال سبک زندگی جدیدی به‌وجود آورده که همه را از خُرد و کلان درگیر کرده است. اینکه روانشناسی رونق می‌­گیرد، یا اخلاق دوباره مطرح می‌­شود به‌­خاطر ناهنجاری‎های به‎وجود آمده از این پیشرفت‎های سریع علم و فناوری یک جانبه است.
اگر زمینه مستعد باشد دانشجو استعدادهای خود را بروز می‌دهد و اگر زمینه مساعد نباشد به خاطر نظام بدِ آموزشی همانی­ را انجام می­‌دهد که جامعه از او می‌­خواهد. دانش آموختن برای آن کسی که علاقه‎مند است هم شیرین است و هم دشوار. برای تحصیل آن باید زحمت کشید. جمع­‌آوری اطلاعات بدون شناخت منبع و مأخذ و بدون داشتن تحلیل و نقد، دانش آموختن نیست بلکه محفوظاتی است که به‎سرعت از دست می‎رود و با محفوظات دیگر جایگزین می­‌شود. به‎عنوان نمونه بسیار شده است در وب‌سایت­‌ها در مورد خاصیت بعضی غذاها، میوه‌­ها، یا داروها نظرات متفاوتی ابراز می‎شود که خواننده را گیج و متحیر می‌­کند. بحث و بررسی و دقت در آن، زمان می­‌برد و فرصت کافی و تلاش می‌خواهد. به قول شاعر گرانقدر:
دلا گر کنج عزلت­‌ها نمی­‌شد       به رویت گنج دانش وا نمی­‌شد
نمی‌جستی نشان از گنج پنهان     گرت در کنج عزلت‌ها نمی‌شد
اگر آســـان بود پیشـــــه علم     در عالم جــاهلی پیدا نمی‌­شد
اما رکن سوم کتاب است. کتاب منشور آموزش است. بدون آن هر چند استاد سعی، و یا دانشجو تلاش کند گوئی جائی که باید به آن تمسک جست و یا استناد کرد خالی است، و کارکردنِ بدون دستورالعمل است. از این رو نقش کتاب دقیق و صحیح در جلوگیری از بروز خطا در انجام امور بسیار مهم است. اصلاً یک معنای کتاب قانون و قانونمندی است و خودِ کتاب فیزیکی هم به این اعتبار کتاب نامیده شده که در آن اصول و قوانین هر علمی مندرج است و یار استاد و یاور دانشجو است.
بدیهی است پیوستگی و همگامی سه عنصر استاد، کتاب و دانشجو در تدوینِ کتاب خوب مؤثر است. استاد فرهیخته و تلاشگر با مطالعه عمیق خود دارای ایده‎های نو می‎شود و پرسش‎های بجای دانشجو نحوۀ نگارش را به استاد می‎آموزاند و کتاب در سطوح مختلف بنیادی، کاربردی و عملیاتی نوشته می‎شود تا مشکلات بر طبق موازین و اصول حل شود.
اینکه نگارش کتاب به‎گونه­‌ای باشد که دانشجو را به تفکر وادارد و از حافظه‎محوری دور و به مهارت تشویق کند، علاوه بر موارد فوق‎الذکر به ماهیت رشته و تعریف آن بر می‌‌گردد. در علم اطلاعات و دانش­‌شناسی مسئلۀ تعریف به‎شدت مطرح و مورد مناقشه است و شاید در مواردی شدیدتر از سایر رشته‎ها باشد.
در این بین، نقد و حتی بررسی کتاب در جامعۀ علمی و دانشگاهی ما بسیار کم‌­رنگ و کم‌­طرفدار است. همه می‎خواهند بنویسند ولی دوست ندارند کارشان مورد نقد قرار گیرد. مناسبات انسانی و رودربایستی‎های صنفی این اجازه را به ناقدان نمی­‌دهد و مراکز تصمیم­‌گیری هم آن‎قدر در مسائل اجرائی و تفسیر قوانین دست و پاگیر غرق­‌اند که وقتی برای این کار ندارند. در هر حال، بررسی چند و چون کتاب‎ها و نقد آنها از مواردی است که باید به‌­آن اهتمام فراوان داشت.
با آنکه رشتۀ علم اطلاعات و دانش‎شناسی (کتابداری و اطلاع‎رسانی سابق) به لحاظ قدمت از بسیاری از رشته‎ها قدیمی­‌تر است اما به دلائلی کار نقد و بررسی کتاب‎ها در آن به تأخیر افتاده است و این بدین علت است که گاه سیطره فناوری آن‎قدر ذهن عده‌ای را مشغول می­‌کند که توهّم ایجاد می‌­شود که نکند این رشته هم ماهیت فنی دارد. در حالی‌که فناوری ابزاری است که در خدمت همه رشته­‌ها است. آیا در پزشکی از فناوری کم استفاده می‌شود؟ و آیا ما مجازیم که پزشکی را رشته‌ای فنی بنامیم؟
درهرحال در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شورای بررسی متون، نقد و بررسی کتاب‎های این رشته یک دو سالی است که شروع شده است و در این مدت ماهی یک جلسه داشته است و بیش از 50 جلد کتاب مورد بررسی قرارگرفته و بیش از 15 مقالۀ علمی پژوهشی از آن بیرون آمده است. در این جلسات کتاب‎های درسی و احیاناً کمک‎درسی مورد نقد و بررسی قرار می‎گیرد.
با آنکه کتاب خوب خیلی کم است، اشکالات عمده‎ای که تاکنون با آن مواجه بوده‎ایم،که به مقدار زیادی می‎توان آن را به مقالات هم تسری داد به قرار زیر است:
- پاره‌ای از کتاب‌ها باامضای استاد و دانشجو است. اما با بررسی­‌هایی که به عمل می‌­آید چنین معلوم می‎شود که بیشتر فعالیت دانشجوئی است و استاد اگر نظارتی هم داشته است نظارت عامه بوده و خیلی به ­دقت آن را بررسی نکرده و برای آن وقت نگذاشته است. به­ خاطر حرمت استاد هر چند در نقد تلاش می‌شود ملاحظاتی صورت گیرد ولی در بعضی موارد اصلاً امکان چنین ملاحظاتی وجود ندارد.
- اغلب کتاب‎ها تک‎نویسنده است که البته اِشکالی هم ندارد ولی اگر روح جمعی وجود داشته باشد به‎ویژه در موضوعات مشترک می­‌توان از همکاری­‌های علمی استفاده کرد. اگر کتاب‌ها توسط چند استاد نوشته شود به‌­شرط آنکه وقت لازم را برای تألیف بگذارند، قطعاً کیفیت بالا می‌­رود که سنت بسیار پسندیده‌­ای است.
- ترجمه کتاب‎ها از زبان دیگر به‎ویژه انگلیسی است که در اغلب آنها یا ویرایش ادبی ندارند و یا ویرایش علمی نشده‎اند؛ به‎ویژه در آنجا که نویسنده وارد موضوع جانبی رشته مثل روانشناسی، جامعه­‌شناسی، اقتصاد، فلسفه و مانند آن شده است. این مشکل در کتاب‎های تألیفی هم به وضوح دیده می­‌شود. به نظر می­‌رسد مؤلفان حتماً باید به دو ویرایش علمی و ادبی بها دهند و برای آن تا قبل از آنکه به دست ناشر برسد فکری کنند.
- تکرار معضل بزرگی است، و این یعنی نویسنده برای آنکه تولیدات خود را بیشتر کند و امتیاز مضاعف بگیرد مطالب مشابهی را با چند عنوان منتشر می‎کند که صورت مطلوبی ندارد و نشان از بریدن و چسباندن (cut & paste) دارد. اتهام سرقت علمی هم به قوت خود باقی است.
- نبودن مجلات نقد علمی و ادبی یکی از نواقص حوزۀ نشر است. بر طبق اطلاع، فصلنامۀ نقد اطلاع‎رسانی و ارتباطات (کلیات کتاب ماه سابق)که توسط خانۀ کتاب منتشر می‎شد هم ظاهراً تعطیل شده و این فاجعه مکرر است.
- توانمندی ناشران هم یکی از موارد مهم در حوزۀ نشر است. اگرچه در رشتۀ علم اطلاعات و دانش‌شناسی ناشر تخصصی کمتر از انگشتان یک دست وجود دارد اما همکاری و ارتباط این ناشران می‎تواند در بهبود انتشارات کتب تأثیر به‎سزایی داشته باشد. آنها لازم است هر کتابی را چاپ نکنند و برای خود، ویرایش‎گر علمی و ادبی داشته باشند.
از کنگرۀ چهارم متخصصان علم اطلاعات و دانش‎شناسی درخواست شد تا وقتی بگذارند تا به ­اختصار در باره اهمیت نقد متونِ رشته مطالبی به اطلاع علاقه‎مندان برسد و با آنکه از زبان دبیر محترم علمی دوبار قول پیگیری شنیده شد ولی پاسخی دریافت نگردید. آنچه بیشتر جلب توجه می‎کند این است که عنوان کنگرۀ چهارم «آموزش» بود و این عدم توجه و یا تمایل به نقد کتاب به عنوان رکن آموزش قابل بحث است. امیدوارم که در کنگره‌های بعدی به این امر مهم یعنی کتاب و نقد آن بها دهند و جائی در این کنگره متخصصان پیش‌بینی شود.
من با آنکه کنگره متخصصان علوم اطلاعات را پدیده‌ای خوب می­دانم که در آن جمع کثیری فعالیت می‌کنند و دستاوردهای مطلوبی هم داشته است ولی نکته‎ای در مورد نام‌گذاری آن می­‌بینم که ناگزیر از ذکر آن هستم و امیدوارم مورد توجه قرار گیرد و آن این است که:
- با آنکه جمعی متخصص در رأس کار ممکن است وجود داشته باشد، چون کنگره طیف وسیعی در سطوح مختلف از دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری، کتابداران، استادان جدیدالورود و با سابقه تا برسد به بازنشستگان را شامل می‎شود اطلاق متخصص به این مجموعه کمی دور از واقعیت است.
- اینکه ما خود را به عنوان متخصص بنامیم شاید حمل بر نوعی خودستایی شود، لذا به جاست قبل از اینکه دیگران به آن اشاره کنند خود در مقام اصلاح برآییم.
- اینکه تخصص این رشته را دیگران و به­‌ویژه مسئولان یا نمی­‌دانند و یا به رسمیت نمی­‌شناسند و این از قبل از انقلاب تا کنون همچنان جریان دارد. شاهد آن اینکه مراکز بزرگ کتابداری و کتابخانه‌ای توسط غیرکتابدار اداره می‌­شود و هر از گاهی با تصمیمات غیرکارشناسانه موجب خسران‌هایی هم می‌­شوند. این حوزه باید در این زمینه اقداماتی انجام دهد و با بازبینی خود و مطالبی که تدریس می­‌کند بر این مشکل فائق آید.
- اینکه باید اول تخصص را تعریف کرد. من به­‌شدت با تخصص موافقم و چندین سال قبل هم به مدیر کمیتۀ برنامه‎ریزی علم اطلاعات و دانش­‌شناسی در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) نوشتم که بیایید همۀ استادان باسابقه در دانشگاه‎های بزرگ کشور تقسیم کار کنید، و با استفاده از دانشجویان دکتری و کمک گرفتن از سایر حوزه‌­های مرتبط، افراد متخصص موضوعی تربیت نمائید؛ آن‎وقت با داشتن تخصص در چنین مجموعه­‌ای می­‌توان ادعا کرد که متخصص داریم. من کاملاً باور دارم که در این رشته تخصص‎هایی وجود دارد مثل یادمانه‌­ها (آرشیو)، اخلاق اطلاعات، مبانی معرفتی اطلاعات و دانش، مدیریت و اقتصاد اطلاعات و نظایر آن که می­‌توان متخصص تربیت کرد. زیرا وقتی می­‌گوئیم متخصص باید از کسانی حرف بزنیم که کارشان را دیگران نمی‌­توانند انجام دهند و اگر آن­ها را به جامعه عرضه کنیم کاملاً خریدار داشته باشد و مقامات مسئول هم آن­ها را با اشتیاق بپذیرند. من با توجه به این جهات نام کنگرۀ دانش‎آموختگان علم اطلاعات و دانش‌­شناسی را پیشنهاد می­‌کنم.

کلیدواژه‌ها